۱۳۸۹ اردیبهشت ۱۸, شنبه

جوشش بی تقوایی در تشکل های به ظاهر اسلامی

اهمیت تأثیرگذاری جایگاه ریاست دانشگاه به عنوان دانشگاه مادر در جنوب شرق کشور و خوان گسترده ی اطراف آن زمینه را برای پوشش دو نوع برخورد چاپلوسانه و منافقانه (براندازانه) بر رفتار صادقانه مهیا ساخته است که هر دو رفتار مخرب بوده و در اداره صحیح و علمی دانشگاه به عنوان موانعی جدی طبقه بندی خواهند شد. در این میان آنچه به عنوان یک تکلیف بر عهده تشکل های دانشجویی است این می باشد که با تعقل جدی توأم با تقوا به بازکاوی جریان های مربوطه پرداخته و به دور از مصلحت گرایی کاذب از جنس منفعت طلبی یا ملعبه شدن در دست هر دو گروه ذکر شده حقیقت را قربانی پراگماتیسم ننمایند !
و اما در آستانه ی سی و پنجمین سالگرد تأسیس دانشگاه سیستان و بلوچستان شاهد انتشار مطلبی در بین دانشجویان بودیم که عنوان آن را رنج نامه ی دانشجویان دانشگاه س و ب نام نهاده بودند! که در انتهای آن هم مهر دو تشکل اصولگرای (!!!) جامعه ی اسلامی دانشجویان و انجمن اسلامی 58 دانشگاه سیستان و بلوچستان دیده می شد که تا وزارت علوم و خبرگزاری ها هم تسرّی یافت. رویکرد این بیانیه که تخطئه ریاست دانشگاه و نفی فعالیت های مسؤولین آن بوده است از نظر نگارنده به نوعی تکرار همان نامه به دور از انصاف دکترنصیری (معاون سابق دانشکده الهیات می باشد که طبق شنیده ها علاقه بسیاری به ریاست دانشکده داشتند که شرایط احراز پست مذکور را از نظر پروفسور اکبری نداشتند) و ادامه راه خبرگزاری زاهدان پرس در عناد با پرفسور اکبری است. اخبار بدست آمده از دبیر انجمن اسلامی 58 بیان می کند که اعتراض قرار بود به شکل دیگری انتشار یابد که علی الظاهر به صورت مرامی و بدون هماهنگی شورای مرکزی،دبیر انجمن مربوطه خودسرانه آن را مهر نمودند!!! به معنای واقعی غفلت صورت گرفته شد. و بعد از این اعتراف به اشتباه ِصورت گرفته بلافاصله بیانیه ای جهت عذرخواهی صادر نمودند!
البته با اطلاعاتی که از نشست های ایشان و دبیر سابق انجمن اسلامی با افراد مختلف چه درون دانشگاهی و چه برون دانشگاهی (من جمله نشست سال گذشته با آقای «س» در استانداری و طرح براندازی دکتراکبری) می توان تحلیل نمود که بیانیه ی ایشان حادث از بی اطلاعی نبوده است بلکه محصول رعب ایجاد شده در دل ایشان به دلیل حمایت محکم معاون محترم وزیر علوم بوده است! ضمن آنکه رضا نساجی زواره دبیر اسبق انجمن اسلامی 58 در انتخابات حامی اغتشاشگران بودند و دل خوشی هم از دکتر اکبری نداشتند (لابد به خاطر اینکه آقای دکتراکبری ایشان را به دلیل تحصن حذف ترم نکردند! و به ایشان در امر آموزشی کمک فراوان نمودند ...!!!). البته اگر می دانسند گفته می شود برخی از آقایان پشت صحنه این جریان در زمان اصلاحات در انجمن اسلامی شاخه تحکیم اروپا مشغول بوده اند و ممکن است کسی مانند دکتر معین قریب یک هفته شاهد مهمان نوازی آنها بوده باشد قطعا دقت بیشتری را مبذول می داشتند!!!
دبیر جامعه اسلامی دانشجویان دانشگاه سیستان و بلوچستان با شناسایی این جریان مخالف ریاست پروفسور اکبری به ترغیب ایشان و مطالبه تایید مطالب رنج نامه در طول یا موازات اهداف افرادی مانند دکترنصیری و دکتر. ش در داخل دانشگاه و بعضی افراد استانداری در خارج دانشگاه پرداختکه هدف آقایان پشت صحنه برقراری مدیرت بومی (چه کارآمد-چه غیر کارآمد) جهت انتفاع شخصی و بهره برداری های قومی می باشد، این سطحی نگری یقینا ریشه در بحث استحاله در قدرت از جانب این آقایان دارد که منتهی به اغماض از پیشرفت و آینده مطلوب جامعه خود خواهد شد. آنچه از شنیدن مطالب خاطر انسان را می رنجاند این است که کسانی قائم بر این بی بصیرتی و کم تقوایی در حرکت اندکه آراء خود را منتسب به مقام معظم رهبری و گفتمان اصولگرایی می دانند و چنین کاری را عملاً و بالذات می توان تیشه ی درون گفتمانی نامید! و جالب تر اینکه همین آقایان در جلسه ی سی و پنجمین سالگرد تأسیس دانشگاه سیستان و بلوچستان با گوشی موبایل فرزندش برای معاون وزیر پیامی می فرستد که «برای یک ....خیلی هزینه می کنی!» این در حالی است که پروفسور اکبری اساساً یک انسان کاملاً علمی فارغ از هر گونه جزیی نگری سیاسی می باشند که در طول قریب 9 سال ریاست، عملکردی مبتنی بر اصالت جناحی از ایشان دیده نشده است. شاید که در طول این 9 سال درمواردی اندک به مدیریت ایشان نقد هایی وارد باشد اما سؤال اینجاست که آیا نمونه برآیند کار و تلاش های صادقانه ایشان در دانشگاهی در سطح منطقه یا کشور سراغ داریم؟ جالب تر اینکه با عنایت به این نکته که پروفسور اکبری دارای مدرک استاد تمامی در زمینه ی علم اقتصاد می باشند اما تا به حال حتی یکبار هم در مورد برنامه های اقتصادی دولت حتی در کلاس های درس نظر نداده اند! و با لطف و عنایت حضرت حق دانشگاه سیستان و بلوچستان با خدمات پروفسور اکبری آنقدر منحنی صعودی و پیشرفتی شگفت انگیز داشته است که رنج نامه ی تقریریافته، بیشتر از آنکه توهین به عملکرد ریاست دانشگاه باشد توهین به شعور دانشجو یان بوده است و سوءاستفاده ازنام تشکلی دینی. مع الوصف با اطلاع از این که آقایان جامعه اسلامی دانشگاه سیستان و بلوچستان و انجمن اسلامی 58 جز خود دیگران را طفل ابجد خوان می خوانند اما حسب الامر تکلیف امر به معروف و نهی از منکر به آنان عرض میشود که این مِتُدِ ملعبه شدن توأم با بی بصیرتی ادامه راه پیشینِ بحران طیف علامه است که با جنبشی از نوع دانشجویی به معنای واقعی اجتماع نقضین است و به نوعی آغاز یک جنبش منفعت طلب . لذا از فردا انتظار میرود که به جای نشریه بصیرت، نشریه مصلحت را منتشر بفرمایند تا مشی دیگر برادارن ارزشی مانند بسیج دانشجویی در قیاسی مع الفارق با آنان میزان نگردد که مفروضات، ظاهری یکسان و قالبی متفاوت را خبر می دهد.

۱۳۸۹ فروردین ۱۵, یکشنبه

برگي از خاطرات نوروزي:


تاريخ 13/1/89:
هرچند كه مي‌دانستم كما في السابق قطار با تاخير حركت مي‌كند ولي من باب عادت هميشگي كمي زودتر از خانه خارج شديم با تاكسي تا راه‌آهن آمديم كه تاكسي هم طبق تعهد فراوان به كارش(!) مبلغ را كمي از حد معمول بالاتر گفتند و بنده هم طبق معمول حال و حوصله‌ي چانه‌زني نداشتم چرا كه گوشم از چرنديات آقايان در باب افزايش قيمت‌ها از قبل آشنا بود! ظاهراً در كشور ما ميل به نزاكت و حفظ پرستيژ و اين جور حرفها باعث مي‌شود كه آدم توأم با هزينه‌ي بالاي لباس شيك و كفش درست و حسابي يك مبلغي هم مازاد بر مبلغ معمول به تاكسي‌دار و كاسب و بقال و رمال و ... بپردازد.
اصولاً اين عادت زشت و مزخرف اجتماعي كه افراد را براساس لباس و ظاهرشان طرد يا جذب مي‌كنند از جمله رسومي است كه حالم را بدتر از قبل مي‌نمايد.
اين ديدگاه اشتباه توأم با نردبان مترقي چاپلوسي در جامعه ما اهرم‌هاي بسيار جدي مي‌باشند
كه پيوند زر و زور و تزوير را در جامعه نهادينه مي‌كنند و بدبختي ما را مضاعف! و محصول آن در سطح كلان حداقل، بي‌عدالتي و در سطح خرد عفت دروغين و وفاداري ساختگي است كه دورنماي جامعه‌ا‌ي نامطلوب با آينده‌ي مبهم است.
مع‌الوصف پس از ارائه بليط و سوارشدن به قطار و تأخير هميشگي بالاخره قطار به راه افتاد. در واگن ما جوان پيري(!) همراه با همسرش هم حضور داشتند، از قيافه جوان معلوم بود كه پستي و بلندي‌هاي زندگي ضمن آنكه فرصت تنفس را از وي ربوده بود مشكلات مسكن و اشتغال هم رنجش را تشديد نموده بود كه ظاهراً ازدواجش از فرصت به تهديد مبدل شده بود. در حين صحبت‌هايش هم دريافتم كه طفلك مهندسي هم دارد ولي ... پس از چند ساعت حركت جهت شام به دليل ترس از كيفيت نامطلوب غذاهاي رستوران قطار، از قبل با خودمان چيزي همراه برده بوديم و خورديم، اساساً معتقد هستم كه خوردن غذاي قطار يا رستوران‌هاي بين راهي دل شير مي‌خواهد و دندان ببر! كه شايد شرط لازم (دل شير) را داشتيم ولي شرط كافي مهيا نبود! پس از خوردن غذا احساس خواب غلبه‌اش را بر تمام اجزا تحميل نمود طوري كه تخت‌ها را مرتب ، چراغ‌ها را خاموش و خوابيديم.
صبح كه از خواب برخواستم متوجه شدم كه طلوع آفتاب گذشته است و توفيق نماز از ما سلب شده است، بسيار مضحك است كه بسياري براي عملي مستحب مانند همين زيارت مشهد مقدس به خود رنج‌هاي فراوان مي‌دهند امّا از نماز كه امري واجب است به راحتي با اغماض گذر مي‌كنند كه به نظر خودم يك نوع حماقت ظريف محسوب مي‌شود! به جهت آنكه در قطار خوابيدن مانند خفتن در گهواره است وقتي متوجه شدم كه وقت نماز هم گذشته است دوباره در تخت غرق شدم و زماني كه چشم گشودم متوجه شدم كه حدود 2 ساعتي تاخير در رسيدن داريم. زمان پياده شدن از قطار دليل تاخير را يكي از خدمه خودكشي جواني در ورامين در حدود 2 بامداد بيان كردند كه ظاهراً براي خلاصي از دنياي خودش بهترين راه را تكه تكه شدن در زير قطار يافته بود، از شنيدن حر‌فهاي آن مردم بسيارمكدر شدم.
اساساً عقيده دارم كه خودكشي برآيند يكسري عوامل بعيد است كه ريشه‌يابي آن نياز به بصيرتي عميق دارد. بلافاصله ياد شبي افتادم كه در دانشگاهمان دختري دست به خودكشي زده بود و تلاش صادقانه ، دلسوزانه و پدرانه پروفسور اكبري، دكتر ناصري، حاج‌آقاي فاضل، آقاي گله بچه و ... افتادم. راستش همان زمان مقاله‌اي با عنوان « از خودكشي او تا خود خوري تو» نوشتم كه بين ساير اوراق مثل شعرهايي كه گهگاه مي‌نويسم گم شد! اين فكر همچنان آزارم مي‌داد تا به هتل رسيديم و وسايلمان را گذاشتيم و پس از استراحتي مختصر به سمت حرم به راه افتاديم. ... صحن انقلاب ... ورودي شيخ حر عاملي ... به پيشنهاد عزيزي كه همراهم بود به قسمتي در زيرزمين حرم بنام رواق دارالحجه رقتيم راستش تا به حال، اين همه كه حرم آمده بودم به آنجا نرفته بودم وقتي وارد شدم بلافاصله به جاي آنكه احساس كنم اينجا به
آقا علي‌بن موسي الرضا (ع) متعلق است تصور نمودم كه قصر پادشاهان اسطور‌ه‌اي ايران باستان مي‌باشد! و اين فضا توام با يادآوري حادثه‌ي خودكشي شب گذشته بطور كلي نشاطم را تعديل و اعصابم را بغرنج‌تر نمود طوري كه همراهم به ضرس قاطع گفتم: مطمئن هستم با اين همه بدبختي و فقر كه در كشور داريم يقيناً امام رضا(ع) هم از اين همه اسراف و تجملات راضي نمي‌باشد.
متاسفانه يكي از آسيب‌هاي جدي در توسعه‌ي كشور، همين قلت بصيرت فكري برخي
در تخصيص منابع در جاي مناسب خود مي‌باشد كه قرولندشان هم گوش فلك را پر كرده است
و هر كس هم در دايره افكارشان قرار نگيرد بمباران شخصيتي خواهند شد و به جهت جهل مركبشان كاهاً در كمال بي‌پروايي دچار ارتكاب چنان خياناتي مي‌شوند كه هزار عاقل هم نمي‌تواند سنگشان را از چاه درآورد! البته متاسفانه گاهاً هم اراده خودشان را بنام اسلام و رهبري نيز خرج مي‌كنند و لفظ رهبري را به جاي خود مي‌نشانند و اساساً سخنان رهبري را با مغلطه و سفسطه بنام خود مصادره مي‌كنند!
اين وضع نابسامان تخصيص منابع توام با شيوه‌ي نادرست آموزشي در آموزش و پرروش و وزرات علوم به انضمام سيستم تخيلي و بدون برنامه‌ي صدا و سيما محصولي جز تعارض و فاسد شدن اذهان قشر جوان و آفريدن اذهان ماليخوليايي ندارد و شنيدن خبر خودكشي ظاهراً چيز تكان‌دهنده‌اي نبايد باشد.
به هر حال ...

گوش اگر گوش منو و ناله اگر ناله توست
آنچه البته به جايي نرسد فرياد است!!!

۱۳۸۸ اسفند ۲۹, شنبه

به بهانه ی سخنرانی اقتصادی دکتر احمدی نژاد

اکثر آگاهان از فضای اقتصادی کشور دلایل استمرار تزلزل اقتصادی در کشور را به جز اندازه دولت وضع نابسامان درامدهای نفتی و هدفمند نبودن یارانه ها اذعان می دارند و اعتقاد به اینکه یارانه ها به شکلی نا متعارف و کلاسیک تخصیص داده شده اند بحثی است که جز غالب تفکرات اقتصاد دانان کشور را به خود اختصاص داده است .
آنچه اقتصاد دانان باور دارند این است که یارانه سهمی است که طبق قانون باید به اقشار کم درآمد تخصیص داده شود ضمن انکه نگارنده معتقد است در شیوه ی توزیع آن نیزبایستی به گونه ای عمل نمود که رفاه دهک های دیگر با بروز عواملی مانند تورم و بیکاری مورد تعدی قرار نگیرد.
دیروز دکتر احمدی نژاد در برنامه مستقیم تلویزیونی خاطر نشان کردند که:
"با اجرای هدفمند کردن یارانه ها وضع از روز اول بهتر می شود مشکلی در اقتصاد ما به وجود نمی آید"
نگارنده در پاسخ به چنین فرمایشی از سوی آقای رییس جمهور متواضعانه یکسری نقد ها را به سمع و نظرتان می رساند:
معتقدم اگر به معنای واقعی برنامه هدفمند سازی، استراتژیک وبا اهدافی گسترده تدوین گردد که هیچ اقتصاد دانی توانایی نقد آن را نداشته باشد(حالت فوق خوش بینانه!!!) هدفمند سازی یارانه ها باز هم در گام نخست دچار مشکل است، اقتصاد دانان خوب می دانند با وجود مشکلات و نابسامانی های بازار ارز تلاش برای هدفمند کردن یارانه ها کاری دشوار به نظر می رسد و عملا بسیاری از سرمایه های ما تلف می شود لذا اجرای هدفمند کردن یارانه ها منهای اصلاح علمی بازار ارز تلاشی با اصطکاک فراوان به نظر می رسد، حتی با اغماض از این واقعیت کار در همین جا خاتمه نمی یابد و جز مغلطه رنگ قضیه که ظاهراً ناخواسته بوده است برجسته تر به چشم می خورد ! نگارنده معتقد است که انچه در کشور ما به عنوان لایحه هدفمندی یارانه ها طرح گشته است با محتوا و اصل علمی هدفمند کردن یارانه ها دارای قالب های متفاوت اما ظاهر های متشابه اند بطئری که اخیراً دکتر رضایی ، اقتصاد دان ودبیر تشخیص مصلحت نظام با هوشیاری تمام به این بحث اشاره داشته اند که:
"دولت و مجلس یارانه ها را هدفمند نکرده اند بلکه روش توزیع را تغییر داده اند" همچنین رضایی به اشتباه مجلس و دولت در کاهش پول تورمی در جامعه اشاره کرد، نگارنده معتقد است که گرچه دلسوزان نظام گر یارانه ها رابا تصور مقصد معین پرداخت می کنند اما عملا این مقصد و هدف تار و نا مشخص است به نظر می رسد یارانه ای که به تصور هدفمند شدن پخش می شودقسمتی از آن هدفمند اما قسمت اعظم آن تبدیل به پول تورمی می شود و محصول آن تؤام باتقویت سرعت گردش پول و نقدینگی و تورم بسیار بالا بدنام شدن پروژه ی هدفمند کردن یارانه هاست.
هرچند دولت و مجلس هم گرچه در اصل موضوع باهم همسو می باشند اما ظاهراً در مبلغ دچار تعارض گشته اند.دکتر احمدی نژاد در برنامه مستقیم تلویزیون راه حل برون رفت از این مشکل را همه پرسی و رفراندوم اعلام کردند.
تحلیل نگارنده از پیشنهاد سناریوی رفراندوم توسط آقای احمدی نژاد نوعی بازیِ بُرد بُرد برای دولت است چرا که در صورت اجرای صحیح یا غلط یا هر شکل دیگر حادث از ریسک هدفمندی یارانه ها، تبلیغاتی دولت را تهدید نمیکند و اگر هم نتیجه مطلوب نظر بود و رضایت همگانی داشت که دولت سوار بر موج داعیه دار موفقیت خواهد بود!
ضمن آنکه نگارنده به هیچ وجه برگزاری رفراندوم در مسائل فوق تخصصی را عُقلایی قلمداد نمی کند چرا که حتی بسیاری از تحصیل کرده های علم اقتصاد نیز از محتوای هدفمند کردن یارانه ها بی اطلاعند و ناآگاه،چه برسد به افراد عوام،لذا به دلیل قلت معدل آگاهی در این زمینه اجرای رفراندوم در باب مسایل تخصصی حکایت از عدم اعتقاد به جنبه های غیر تخصصی و بهره وری علمی دارد که مقام معظم رهبری در بیاناتشان اظهارنظر بدون آگاهی در مورد پدیده ای را مُهمل گویی دانسته اند لذا منطقی به نظر نمیرسد که چنین تدبیری-بخوانید تکنیک- خیر خواهانه و دلسوزانه قلمداد گردد مع الوصف به عقیده نگارنده راه حل برون رفت از چنین وضعی استقبال از نظرات کارشناسانه و دلسوزانه ی افرادی مانند دکتر رضایی و نظر خواهی غیر متعصبانه و غیر گزینشی از اقتصاددانان و مواجهه عقلایی با نگرش های ایشان می باشد.
(والسلام)

۱۳۸۸ اسفند ۲۵, سه‌شنبه

وشاید یک تلنگر

شاید گله از فضای بیمار وپای لنگ اقتصاد کشور حرف جدیدی نباشد، دیگر مردم عوام هم متوجه شده اند که بسیاری از نشست هایی که از تلویزیون پخش می شود یا نقد های متفاوت روزنامه ای چه چپ ، چه راست ،حتی اگر در حالت خوش بینانه تا مجلس برود ولایحه شود و تصویب شودو... در اجرا برای فاطی...نمی شود!!!

در عوض گاهی فلان مسئول با صدایی که محصول سینه ای بی غم ، قلبی شاد و شکمی سیر است به گونه ایدرمورد اقتصاد صحبت میکند که گویی رشد اقتصاد3/2 افتخار تاریخ بشریت است! همین چند روز پیش بود که نائب رییس مجلس ابراز امیدواری نمودند که تورم در سال آینده بیش از 20% نمی شود!

(حقیقتش در این چند وقت کمی اعصابم ضعیف شده است حتی بعضاً اتفاق می افتد زود از کوره در می روم! راستش مثل یکسری سنسور های حساس اعصاب من هم به یکسری افاضات آقایان حساس شده است !نمی دانم روزی میرسد که گریبان ما از مهمل بافی های افراد غیر متخصص خلاص شود؟)

دکتر بهکیش در کتاب" اقتصاد ایران در بستر جهانی شدن" با اتکا به تخمین های متقن اقتصاد سنجی رابطه ی کسری بودجه و تورم را رابطه ای مستقیم ارائه می کند به این معنی که اگراقتصاد دچار کسری بودجه شود پیرو آن شاهد افزایش تورم خواهیم بود. با عنایت به این نکته و برآورد حداقل کسری بودجه در ایران در سال آینده به میزان 200 هزار میلیارد تومان(توسط اقتصاد دانان دانشگاه علامه طباطبایی وتربیت مدرس ) توام با تاثیر گذاری (حتی اندک) هدفمند کردن یارانه ها بر نقدینگی و سرعت گردش پول سوال این است که ایشان تورم 20% را مبتنی بر کدام منطق علمی ارائه نموده اند؟؟؟

۱۳۸۸ اسفند ۱۷, دوشنبه

به جای مقدمه

سلام
حدود یک سال می شود که وقت نکرده ام سراغ وبلاگ قدیمی ام(انتقاد...) بروم ،ناگفته نماند که آن وبلاگ ،گاه نوشته های دبیر سیاسی انجمن اسلامی (مستقل) بود و اکنون حقیردیگر دبیر سیاسی آن انجمن نیستم، هر چند که در طی یکسال فعالیت های سیاسی ام منقطع نبوده اند اما به جهت ماراتون طاقت فرسای آزمون کارشناسی ارشد عملا فرصت برخی فعالیت های جانبی مانند وب لاگ نویسی عملا فراهم نبود. البته عنایت به این نکته حایز اهمیت است که گهگاهی مطالبی هر چند پراکنده می نوشتم که به دلایلی یا خودم مزاج انتشار نداشتم یا آنکه متولیان امر درمواردی جرات انتشار نداشتند مانندمقاله " تبیین استراتژی کیهان در مواجهه با نامه دکتر محسن رضایی" که در آنجا به واکاوی سرمقاله توهین آمیز آقای شریعتمداری به دکتر رضایی پرداخته بودم که از سوی خبرگزاری محترم تابناک منتشر نشد!!! (البته در آینده شاید آنرا روی وبلاگم بگذارم)
آنچه گفته شد توام باتصنیف مهیب کج فهمی از نوشته هایم و دلایلی دیگر که مجال آن نیست همه وهمه حایلی شد برای عدم انتشار گاه نوشته های حقیر. اما گذار بر محکمه وجدان حکم ننوشتن را حرام اعلام کرد !!! به پیشنهاد پدر فاضل و بزرگوارم تصمیم بر انتشار یک هفته نامه و شاید روزنامه استانی گرفتم که هنوز در حد تئوری باقی مانده است !
مع الوصف برای تعادل وجدان و وسوسه های نوشتن تصمیم گرفتم که وبلاگ جدیدی با همان دغدغه های قدیمی اما اینبار مصمم تر راه اندازی کنم.
نظرات و انتقادات شما بزرگوار را با تمام وجود پذیرایم